تبلیغات
حرفای تنهایی - شب..
تاریخ : شنبه 27 اسفند 1390 | 01:26 ق.ظ | نویسنده : رها
باكدام منطق میتوان زیبایی شب راانكاركرد؟

چه فلسفه وبرهانی برپلیدی تاریكی،سبب میگردد؟

من شب رادرنهایت روشنی دیدم!

آندم كه شب،پرازرویاوخواب میتازد:

برای ویرانی تشویشی كه ازروزبه اندیشه تحمیل گشته!

شب،مملواز،آرامش،به یاری روانهای خسته میشتابد!

شب،پاداش برای اندیشه است،واندیشه چیزی ازشب میطلبد:

آری،خواب.دورنگیها،پلیدیها،درسیاهی شب رنگ میبازد،میمیرد!

سكوت درشب،جلادفغانهاوفریادبیدارهامیگردد!

تاریكی شب،مقبره ی بیعدالتی دیدنیهای تمدن ظالم میشود!

آری،من ترنم شب رادرگوش كرزمان،زیبادیدم،شب رانوازشگرروح یافتم!

شب،پایان سرگردانی،شب نوید آغازیست دوباره برای كاویدن روزی دیگر...


پیچک