تبلیغات
حرفای تنهایی - بنگر اما عمیق وژرف..
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391 | 11:12 ق.ظ | نویسنده : رها
بنگراماعمیق وژرف

برکلام آخرین حرف!

از

آن مرغک نغمه خوان میگویم

که پی درپی میخواندبانوای کوک بی صدایش

بارقص رنگین پروبال زیبایش

آن پروبال پرپرشده درهنگامه پروازش!

آن پرواز به بی انتهای آسمان ابری وغمبارش!

آن غمها،که درفقدان یک همکلام

کرده بودسرگشته وشیدایش!

اماتمام وسعت آزادی رابلعیده بود

یک واژه درنگاه اشکبارش..

دردا!

به خیال خویش،ما اما آزاد و رهاییم

نه مثل آن مرغ گرفتاریم!

امابدانیم: ما همان مرغیم

که درنغمه حسرت

درقدغن تکلم

خویش را آنگونه سرودیم!

آن بی پروبالیم که زخمی زچنگال عقاب زمانیم

محکومیم به حبس دریک واژه تنگ بنام

(قفس)!!



نمایش نظرات 1 تا 30

پیچک