تبلیغات
حرفای تنهایی - هیچ کس کامل نیست!
تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | 11:37 ق.ظ | نویسنده : رها
لقمان حکیم را پرسیدند: آیا تا به حال به فکر ازدواج افتادی؟

گفت : بله، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم.

پرسیدند نتیجه آن چه شد؟

پاسخ داد: در سفری که به هند کردم، با دختری آشنا شدم

که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم، چون از مغز خالی بود.

به شیراز رفتم، دختری دیدم بسیار تیز هوش و دانا ،او را هم نپسندیدم،چون زیبا نبود.

نهایتا به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم بسیار زیبا و بسیار باهوش و خردمند بود

ولی با او هم ازدواج نکردم!

پرسیدند از چه روی ؟

گفت : برای اینکه او هم به دنبال کسی می گشت ، که من می گشتم !



نمایش نظرات 1 تا 30

پیچک